به گزارش وبسایت اطلاعات ساختمان، در روزهایی که وزارت نفت برای حفظ تولید فعلی و توسعه میادین مشترک با شدیدترین فشارهای مالی سالهای اخیر روبهروست، تصمیم سازمان امور مالیاتی مبنی بر مطالبه مالیات از محل فروش خوراک نفت به پتروشیمیها، موجی از انتقاد در میان کارشناسان و مدیران ارشد صنعت انرژی ایجاد کرده است.
طبق اطلاعات موجود، سازمان امور مالیاتی در اقدامی بیسابقه، حسابهای شرکت ملی نفت ایران را در برخی بانکهای داخلی مسدود کرده است. این رفتار که مدیران نفتی از آن به «تحریم داخلی» تعبیر میکنند، سبب اختلال در پرداخت حقوق کارکنان و تأخیر در اجرای پروژههای تولید و تعمیراتی شده است.
هدف اولیه سازمان امور مالیاتی افزایش درآمد عمومی است، اما در واقعیت، این مالیات نه منبع تازهای برای کشور بلکه انتقال پول میان دو حساب دولتی است؛ پولی که باید در سرمایهگذاری هزینه شود، اکنون در چرخه تکراری حقوق و هزینههای جاری جذب خواهد شد. چنین تغییری عملاً موتور توسعه را از کار میاندازد.
محسن مقدم از کارشناسان حوزه انرژی در تحلیل این وضعیت میگوید: این بحران نتیجه برخورد دو منطق است؛ منطق اداری و منطق اقتصادی. از دید مالیاتی، هر تراکنش میان دو شخصیت حقوقی مشمول مالیات است. اما شرکت ملی نفت اساساً نهادی حاکمیتی است و درآمدش بلافاصله وارد خزانه میشود. بنابراین، وضع مالیات بر آن، صرفاً جابهجایی درون دولت است، نه خلق درآمد.
وزارت نفت نیز بارها اعلام کرده است شرکت ملی نفت «تولیدکننده دولت» است نه یک بنگاه مستقل؛ جایی که سود مفهومی ندارد و درآمد آن مستقیماً به خزانه کل واریز میشود. این تفاوت بنیادین، مغفول مانده و همین غفلت، اکنون به رویارویی دو قدرت اداری در داخل دولت منجر شده است.
قانون پایانههای فروشگاهی و سامانه مؤدیان، در اصل با هدف نظارت دقیق بر معاملات اصناف خرد تدوین شده بود. اما در اقدامی عجیب، سازمان امور مالیاتی این چارچوب را بر صنعت نفت با میلیاردها دلار معامله و تسویههای بلندمدت اعمال کرده است.
«عطا بهرامی»، کارشناس اقتصادی معتقد است اجرای قانون پایانههای فروشگاهی در صنعت نفت از نظر فنی بیمعناست. معاملات نفتی بر اساس قراردادهای بلندمدت و تسویههای چندماهه انجام میشود. اعمال قوانین خردهفروشی بر این سطح نه تنها شفافیت ایجاد نمیکند بلکه هزینه تولید را بالا میبرد و انگیزه سرمایهگذاری را از بین میبرد.
از سوی دیگر، بخش قابلتوجهی از پتروشیمیها هنوز بدهی خوراک خود را به شرکت ملی نفت تسویه نکردهاند. با این وجود، سازمان امور مالیاتی مطالبه خود را از فروشنده دولتی مطرح کرده است. به باور تحلیلگران، این روش به معنای مالیاتستانی از پول وصولنشده است و به اعتبارات شرکت ملی نفت ضربه مستقیم وارد میکند.
پیچیدگی بدهیها و برداشت نادرست، سبب ایجاد «مالیات مضاعف» در اقتصاد ایران شده است؛ هزینهای افزوده که نه رشد، بلکه رکود را دامن میزند. پیامد مستقیم این مناقشه، کاهش سرعت سرمایهگذاری در میادین نفتی و گازی کشور است.
طبق برآورد کارشناسان فنی، اختلاف برداشت ایران و قطر از میدان مشترک پارس جنوبی به حدود ۲.۵ برابر رسیده است. اگر روند فعلی ادامه یابد، فاصله تولید دو کشور تا پنج سال آینده غیرقابل جبران خواهد شد.
اقتصاددانان محاسبه کردهاند اگر رقم مطالبهشده یعنی ۷۰۰ میلیارد تومان صرف توسعه میادین میشد، ظرفیت تولید روزانه نفت ایران تا ۵۰۰ هزار بشکه افزایش مییافت و سالانه حدود ۲۰ میلیارد دلار درآمد تازه ایجاد میکرد. اما ورود این پول به بودجه جاری، تنها مصرف را بالا میبرد و اثری بر افزایش سرمایه تولیدی ندارد.
راهحل پیشنهادی کارشناسان، بازتعریف رابطه مالیاتی میان نفت و صنایع پاییندست است. میتوان سازوکاری ایجاد کرد که فروش خوراک در سامانه مالیاتی ثبت شود، اما مالیات واقعی از خریدار نهایی دریافت گردد.
بهزعم کارشناسان، چنین الگویی همزمان دو هدف اصلی را محقق میکند: ۱. تداوم شفافیت مالی و ثبت مبادلات کلان؛ ۲. حفظ سرمایهگذاری ملی و جلوگیری از تخلیه منابع توسعه.
مقدم تصریح میکند: وقتی منابع سرمایهای به بودجه جاری منتقل شود، رشد متوقف میشود. دولت باید خط قرمزی میان هزینه و سرمایهگذاری حفظ کند. در شرایط تحریم، هر ریال نفتی باید دوباره به چاه و میدان برگردد، نه به پرداختهای مصرفی.
از نگاه کلان اقتصادی، افزایش درآمد مالیاتی تنها زمانی مطلوب است که در خدمت رشد تولید قرار گیرد. در غیر این صورت، مالیاتدهنده فعال به منبع مالی دولت بدل میشود، بدون آنکه اقتصاد سودی ببرد. مالیات از صنعت نفت اگر به مصرف روزمره برسد، به تعبیر کارشناسان، «مالیات علیه توسعه» خواهد بود.
منبع: مهر نیوز

بدون دیدگاه